حسن مرسلوند

430

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

نسبت به اطرافيان و على الاصول نسبت به تمام كاينات است ! جناب اشرف فرمودند اگر حقيقت مطلب را خواسته باشم امروزه در سراسر ايران كسى وجود ندارد كه رضا شاه نسبت به او اعتماد داشته باشد و اين سوءظن ملوكانه نسبت به همگان ، در نظر آنهايى كه يك‌عمر امتحان صداقت و وفادارى خود را داده‌اند بالاخص ناگوار و غير قابل تحمل است . همين سوءظن شديد ملوكانه باعث شده است كه سدى ميان اعليحضرت و صديق‌ترين خدمتگزارانش بوجود آيد ، زيرا همهء اين اشخاص شب و روز در بيم و هراسند كه مبادا غفلتا آماج سوءظن ملوكانه قرار گيرند و نتايج وخيم و مرگ‌بار آن را به چشم ببينند ! خود ايشان ( جناب اشرف ) شايد نزديك‌ترين كس به اعليحضرت باشند و ايشان را بهتر از هركسى ديگر بشناسند . ازاين‌رو ، چندين بار راجع به همين موضوع با ايشان صحبت كرده و عواقب زيانبار اين همه سوءظن بى جا نسبت به اطرافيان را خدمتشان عرض كرده‌اند ولى بدبختانه مثل اين است كه اعليحضرت از آن سنى كه بتوانند عادات و خصوصيات اخلاقى خود را عوض كنند گذشته‌اند . نسبت به آن مورد خاصى هم كه من ( وزير مختار انگليس ) رويش انگشت گذاشتم ، يعنى خست فوق‌العادهء اعليحضرت ، اين صفت ملوكانه ، به نظر جناب اشرف ، از لحاظ مصالح كلى مملكت چيز بدى نيست . رضا شاه از خرج‌كردنهاى بى جا ، چه از دارايى خود و چه از دارايى ملت بدش مىآيد و به همين دليل مراقب است كه دينارى از خزانهء مملكت بىجهت تلف نشود . در نتيجه در ايران امروز از آن ريخت و پاشهاى زمان قاجار ديگر خبرى نيست زيرا مسئولان كشور به خوبى از اين نكته آگاهند كه پادشاهى بيدار و كيفر بخش ، ناظر اعمال و حركات همهء آنهاست . 7 - اين نكته را هم بايد به گزارش خود اضافه كنم كه قبلا براى تيمورتاش توضيح داده بودم كه فقط از اين لحاظ كه ما دو نفر از افكار و عقايد همديگر به خوبى آگاهيم و مذاكراتمان در اين‌گونه جلسات خصوصى هميشه بر صداقت بيان و صراحت كامل در اظهار مطلب ، استوار است اين جسارت را به خود مىدهم كه از بعضى خصوصيات اعليحضرت اين‌طور صريح و بىپروا انتقاد كنم . تيمورتاش جواب داد كه نقطه‌نظر مرا كاملا درك مىكند و به همين دليل است كه خود نيز در مذاكرات خصوصى با من هيچ‌گونه تقيّه و كتمان به كار نمىبرد و مطالبى را كه در قلبش هست با كمال صراحت و صداقت بيان مىكند . نيز تأكيد كرد كه خودش مىداند رويهء حكومت انگلستان نسبت به سلسلهء پهلوى كاملا با رويهء حكومت شوروى فرق دارد ؛ زيرا بريتانياى كبير وجود يك ايران نيرومند را در جوار مرزهاى شوروى براى مصالح خود لازم مىشمارد درحالىكه روسها تحقّق مصالح خود را در پريشانى و آشفتگى ايران مىبينند . سپس موضوع صحبت برگشت روى عهدنامهء جامع ميان ايران و انگلستان كه جزئيات آن در گزارش‌هاى قبلى من منعكس است .